سلام
امشب انگار حال و هوام فرق داره
انگار دلم میخواد حرف ِ دل بزنم..
شاید حرفام ادیت شده نباشه
شاید به دل نشینه
شاید ربطی به موضوعات دیگه نداشته باشه!
شاید...........
من حدود یک ماه پیش ی سفر برون مرزی داشتم
دنیای رنگارنگ اونجا جذبم کرد
از خود بی خودم کرد
فروشگاهها..خیابونها...آدمها..همه شون فرق داشتن!
ی جور دیگه بودن
با نگاهشون میخندیدن
ولی انگار ی چیزی کم داشتن!
ی وجودی..ی حسی..ی گرمایی!
با اینکه همه کاری برات می کردن اما باز حس غربت از وجودت نمی رفت!
این حس غربت ربطی به زادگاه و ممکلت و خاک و این چیزا نداشت!
انگار از ی چیز دیگه ای نشأت می گرفت!
از وجود ی نوری که بود...ولی....کم بود!
سوسو می زد...اما کافی نبود!
....
یک روز که با دوستان رفتم رستوران...با یکی که هموطن خودم بود صحبت می کردم..گفتم این ها همه چی دارن!
پول..امکانات..زندگی مرفه!
اما........دلشون به چی گرمه!
پول و دوست و خونواده همشون موقتیه!
اما اون چیزی که ما داریم اینا ندارن!
این ها خدا رو کم دارن!
این ها مثل ما امام رضا ندارن!
...............
امام عشق ِ منه..بعد خدا همه ی وجود من ِ..
امشب بدجور هوای حرمت و کردم!
هوای گنبدت و کردم....
هوای سقاخونه...
هوای پابرهنه راه رفتن روی کاشی های سرد اما با دل ِ گرم و کردم..........
درسته اونور آب رنگارنگ بود!
اما جایی که تو نباشی نفس کشیدن تو اون هوا سخته!
خیلی سخت...........
...............
می خواهم بیایم ای شاه پناهم بده..........
خط امانی ز گناهم بده...........
ای حرمت ملجا درماندگان..........
مرا در آغوش گرمت بگیر و پناهم بده................
یا امام رضا..................

برچسبها: زمزمه, امام رضا, خدا

هیچ جای ندارد بوی تو
بوی لاله بوی دل انگیز یاس
یا مهدی می نویسم برای تو :
سلام بر تو تک ماه آسمان زیبای دلم ،آقا جون دلمون تنگ، چشامون خسته از دیده به راه آمدنت شد ولی ایستاده ایم و لحظه ای از عشقت و از لحظات شیرین انتظارت دست بر نمیداریم.
یا حجة بن الحسن شب های مهتابی را بدین گونه که با آمدنت همه شب ها روشن مثل رویت می شود به صبح رساندیم و همه ی روزهای آفتابی را بدین گونه که روزهای ابری را دگر نخواهیم دید به شب رساندیم و هنوز بشر به امید زندست.
دلم میخواهد برای لحظه لحظه ای که به یادت هستم که خیلی کم هست منو به تمام لحظات بی وقفه یاد کنی که سخت محتاجم،میدونم این انتظار از نوع زیاده خواهی من است ولی مهدی جان تو مولای منی و اگر تو به یادم نباشی چه کسی به یادم باشد؟!
مهدی جان میدونم اعمالم مورد پسند تو نیست حتی همان لحظه هایی که ادعا میکنم به یادت هستم ولی من همیشه دوست داشته ام که بهترین باشم ،تورو به همین دوست داشتنم از کوتاهی ها و بد کرداری های من به دیده ی محبت و مهربانیت بنگر.
مهدی جان عشق به تو و عشق به جدت حسین در دلها عمریست که طوفان میکند و کرده است و دل من هم جدا از این همه دلداده ی پر عشق و پر درد نیست، تور رو به همین که با این جمع همراهی میکنم و نه بدان که عشقت را در دلم جا داده ام نظرت را هر چند اندک بیانداز که گوشه چشم تو بیابانی را گلستان میکند.
مهدی جان یک سال دیگر هم در حال اتمام است ،سالی که خود به آشکار و پنهان من در آن آگاهی و من به مانند همیشه خجل با دستان خالی مانده ام نیازمند ذکر زیر لب شما ؛ برای من و همه محتاجان دعایت ، دعای خیرٌ من کل خیر کن برای سال جدید؛ که خودت بهترین های زندکی من را میدانی و من بدان نا آگاهم .
مهدی جان کاش بیایی و امسال با تو باشیم و کاش ...
آقاجان عیدتان مبارک
نوشته شده توسط یاسین
یا حسین حلالم کن
(ملتمس دعای فرج)
برچسبها: دعا, مهدی, نیاز
دیدم و ندیدی مرا؛
دراز کردم دستم که بگیریش گفتی که در دستم هست دستت؛ ولی حواس نیس تو را؛
صدا زدم که:
ای رئوف ، ای صاحب و مولای من؛ من در جاده ی عشق تو گم شده ام ؛
ندا دادی :
بارها تا پیچ آخر آمدی؛ ولی افسوس که صبر ی نبود تورا ؛
چقدر ما آدما به واسطه ی کارهامون بهترین نعمت های پیش روی خودمون را از دست میدهیم و مشمول (( تغیر نعم )) میشویم ،و چقدر از ما مشمول (( تنزل البلاء)) خدایی نکرده که همه این موارد واکنش تک تک اعمال سر زده از ما در لحظات هوشیاری و یا غفلت است. خدای مهربونمون همیشه راهی برای بازگشت قرار داده که به نظر من این 3 جمله مسیر بازگشت را هموارتر ،پوبا تر و پر امید میکنه.
پس با هم زمزمه کنیم :
اللهم اغفرلی ذنوب التی تحبس الدعا
اللهم اغفرلی ذنوب التی تغییر النعم
اللهم اغفرلی ذنوب التی تنزل البلاء
....
پ.ن: دعای کمیل مثل جاده ی با هدفی میمونه که مسیر هر کسی را مشخص میکنه ،چون طلب مغفرت از گذشته میکنی با خواندنش در شب جمعه که بهترین زمان برای مغفرت و دعا خواند است.پس سعی کنیم در دفاتر برنامه ریزیه 5 شنبه هامون به عنوان برنامه ی همیشگی ثبت کنیم انشالله.
نوشته شده توسط یاسین
یا حسین حلالم کن
(ملتمس دعای فرج)
برچسبها: دعای کمیل, پیچ آخر, هدف

این روزها وقتی به خودم و به آنچه که تا حالا بودم و آنچه که قرار است باشم و حساب بانکی اعمالم و روزگار کنونی فکر میکنم به این باور میرسم که دنیای من و شاید شما در حال عوض شدن است و کم کم در حال وارد شدن به مرحله ای از زندگی هستیم که مسائل و دنیای پیرامون ما با گذشته خیلی فرق میکند و نگاه ما نیز عوض شده است.
همین تفاوت نگاه موجب میشود دنیایی برای ما بوجود بیاید که بار سنگینش روی شونه هایمان فشاری بیاورد که خورد بشویم و یا مثل یک بالن ما را با خودش بالا بکشد و اوج بگیریم و از همه دنیا و تعلقات اطراف خود جدا شویم.
براستی دنیا همانند آزمایشگاهی ست که انسانها در آن آزموده می شوند و تعیین ظرفیت می شوند و مشخص می شود که هر کسی قابلیت رسیدن به کدام جایگاه و ظرفیت لطف و مرحمت خداوندی رو میتواند داشته باشد .
همانطور که حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) به ابوذر غفاری فرمودند : همانا دنیا زندان مومن است و قبر محل ایمنی و بهشت منزلگاه اوست ولی دنیا بهشت است برای کافر ( چون در آخرت به عذاب الهی دچار میشود ) و قبر محل عذاب و جهنم جایگاه اوست. ارشاد القلوب دیلمی جلد 1 صفحه 45
یا این تفاسیر چرا ما همیشه خودمون رو میزبان فرض میکنیم که انگار چیزی در این دنیا به ما تعلق دارد و هر روز به جای چک کردن حساب اعمال خود و افزدون موجودی حساب رفتار خود بدنبال افزایش حساب تعلقات دنیوی خود هستیم ؟
مگر این نیست که ما مهمانی بیش نیستیم؟
هر آنچه که از آن ِ ماست ، روزی از آن ِ فرزندان ماست و بعد از آن نسل های آینده منتقل می شود پس واقعا این زندگی محدود و ناپایدار دلیلی برای حرص و طمع و ... برای بدست آوردن مقداری بیشتر است!
در حالی که خدا خودش عنوان کرده که روزی هر کسی در درست اوست.حال بیاییم و با هر روشی اندوخته حساب خود را افزایش دهیم در حالی که اندوحته حساب اعمال خودمان را کاهش داده ایم؟؟!!
در جایی سه مطلب زیر را بیان کرده بود که لازم میدانم عنوان کنم:
1- گروهی هستند که هدف خود را رسیدن به قرب الهی و زندگی جاویدان در بهشت برین و همنشینی با صالحان و اولیای خدا قرار داده اند که این گروه هر روز بدنبال افزایش موجودی حساب اعمال نیک خود هستند و هر گز اجازه نمیدهند کار غیر خدایی که موجب کاهش این سرمایه آنها میشه انجام بدهند.
2- گروهی دیگر هدفشان روزمرگی است یعنی دل به دنیا خوش کرده اند ولی پای خود را از حد و حدود الهی فراتر نمیگذارند که اکثریت آدمها در این دسته هستند مثلا یک کار نیک و یا کار خیری و یا عمل صالحی را انجام میدهند و به سرمایه ی حساب اعمال خود می افزایند و بلافاصله بعد از مدتی با کار غیر خدایی موجب کاهش حساب اخروی خود می شوند .
3- گروه آخر هم که بدهکار هستند و موجودی حساب آنها منفی میشود ....ان شالله خدا دست ما را بگیرد تا جزء این گروه نباشیم.
براستی کافی ست با خود فکر کنیم ما میزبان هستیم در این دنیا یا مهمان؟
و من الله توفیق./
نوشته شده توسط یاسین
یا حسین حلالم کن
(ملتمس دعای فرج)
مولای من...
از چه دانم...؟
زچه من در شب هجران تو،هی سوخته ام...؟
تا به کی...؟
در شب هجران تو،من ناله و فریاد زنم...
مولای من...
کفنم خالی است...
همه چیز را در راه هوا و هوس داده ام...
مولای من...
دیگر جانی ندارم...
ستارگان سرزمین امیدم،همه سوسو می کنند...
دیگر نفس هایم به شمارش افتاده...
دیگر تپش های قلبم میل تکرار ندارند...
مولای من...
اللہم عجل لولیک الفرج
آیه روز جمعه 6 آبان 1390

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ «54»
هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى رساند ، خداوند جمعيتى را مى آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند!
آنها در راه خدا جهاد مى كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى دهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. «54»

دنبال الگو برای شاد بودن میگردی ؟
دنبال کسی که بمب روحیس ؟
که ازش انرژی بگیری ؟
حسین خرازی رو هیچ وقت رها نکن ...هر عکسیش رو که میبینی انگار انرژیش فوله !

براستی چه اتفاقی افتاده بین ما جوانان امروزی و جوانان چند دهه قبل !
چی باعث شده ما بچه های امروزی شادیهامون رو از شبگردی یا بهتر بگیم ولگردی تو خیابونا ،از مجالس با موزیک های تند و ... جست و جو کنیم و روزمان را به اتمام برسونیم و باز فردا که شد روز از نو و روزی از نو دنبال مراسمی دیگر ،دنبال قرص های دیگر دنبال رفیقانی دیگر؟؟؟!!
چی باعث شده یکی مثل حسین خرازی وسط میدان جنگ زیر فشار حملات بعثی ها و همچنین با دیدن همرزمای خودش که شهید شدند و جلوی چشماش جان دادن... هر وقت میدیدیش خنده به لب داشت و هیچ اثری از ناراحتی یا روان پریشی یا ناراحتی اعصاب و .. خیلی مریضیهایی که امروزه مد شده و همه خیلی راحت قرص اعصاب میخورند را نداشت .
آیا چیزی جز توسل و توکل و راز و نیاز بود؟ در جواب باید گفت چیزی که حسین خرازی و حسین خرازیها دیده بودند در مسیر رضایت خدا بود و رضایت و خشنودی خدا را سرلوحه همه اعمال خودشون قرار دادند و با جلب شادی الهی ،شادی روحی خودشون که همیشگی و جاودانه است را رقم زدند.

آره چهرش رو که میبینی همیشه خنده به لب داشت و روحیه شادابی داشت اما نه با قرص نه با هزار تا چیز کوفتی که همش رو با انواع اهداف پشت پرده به خورد ما جوانان میخوان بدن که نسلی بوجود بیارند با انواع مریضیها و سستی ها.
میخوان با تغییر الگوهای شاد زیستن و با اصرار بر کارهای بیهوده و با تلقین مسیرهای غلط هرزگی را بین نسل امروز رواج بدن تا ریشه هامون رو بخشکونند! پس ای جوان به هوش باش!

ما میخوایم شاد باشیم ؛ مگه نمیشه مثل حسین خرازی وسط میدان جنگ ، اون همه شهید شدن همرزماشو آدم ببینه ولی باز بخنده و بمبه روحیه باشه !؟

کی گفته حتما باید شادی رو روی زمین جست و جو کرد ؟ چرا مارو دارند از آمال هامون دور میکنند و کسی به گوش نیست ؟!

براستی چرا باید ما از این بزرگواران الگو نگیریم؟
چرا وقتی میبینیم کسانی رو مثل حسین خرازیها که در تنگنای تموم سختیها بازم لبخند از لبشون کنار نمیره درس نمیگیریم ؟
چرا درس نمیگیرم که همه این شادی و دلخوشی اگر خدایی باشه پایداره و اگه دنیوی باشه ناپایدار و زود گذر؟
چرا نمیخوایم با کسی که شبانه روز مشتاقه تا صداش کنیم انس بگیریمو کمی صداش کنیم؟
چرا ....
چرا ..
و این است راز شاد بودن ،خندان بودنه حاج حسین خرازی ... شادی روحش صلوات.

نوشته شده توسط یاسین
یا حسین حلالم کن
(ملتمس دعا)
سلام
میخوام امروز ی کم با امام زمان درد و دل کنم!
نمیخوام شعار بدم و شعرهایی با کلمات قلمبه بنویسم که حتی خودمم نفهمم چی نوشتم!
ی متن شاید با غلط زیاد اما از ته دل!
چون باور دارم آنچه از دل برآید بر دل نشیند!
و......
جمعه که میشه خوشحالیم از روز تعطیل آخر هفته!
از اینکه میتونیم بریم گردش ، تفریح!
اما این خوشحالی فقط تا غروبش ادامه داره..وقتی غروب جمعه میشه ی غم غریبی رو دلمون سنگینی میکنه!
هر چی میگردیم علتش و پیدا کنیم چیزی دستمون نمیاد!
اینکه جمعه روز امام زمان ِ هیچ تردیدی نیست!
اینکه بارها گفتن و شنیدیم که آقامون روز جمعه ظهور میکنه!
تا حالا به این فکر کردیم که برای ظهورش چیکار کردیم؟!
چقدر آماده ایم که ازشون استقبال کنیم!
اگه الان بهتون اعلام کنن که آقا داره میاد و به یار نیاز داره حاضرید از لحظه ای درونش سپری میکنید و ممکنه بهترین لحظه عمرتون باشه دست بکشید و برید سراغشون!
میدونم همه میگید آره ما میریم اما فاصله بین حرف تا عمل از زمین تا آسمون ِ!
اینکه میگن آب و جارو میکنیم آقا بیا..این ها فقط در حد حرفه!
آقا مرد عمل می خواد!
اینکه میگن آقا ما بدبختیم بیا به دادمون برس..این اشتباهه!
چون آقا یار ذلیل و زبون نمیخواد!
دنیای اطرافمون پر شده از سیاهی!
بیشتر از همه جنگ و خونریزی!
حتما نباید سلاح سردی در کار باشه و آدم ها به سمت هم تیراندازی کنند تا بشه اسمش و جنگ گذاشت!
همین که بر علیه هم توطئه کنند..دروغ بگن..غیبت کنن..زیر پای هموطنشون و خالی کنند اونم به هر قیمتی!
ی لحظه به اعمالمون ، به افکارمون ، به حرفامون فکر کنیم!
آیا امام زمان از ما راضی ِ؟
وقتی راحت تهمت می زنیم..راحت دروغ میگیم راحت غیبت میکنیم!
راحتتر بگم راحت گناه می کنیم!
بعد جمعه هم میشه میگیم آقا بیا!
کاش خودمون و اصلاح کنیم که وقتی آقا به نامه اعمالمون نگاه کرد نگن این فرد لیاقت شیعه علی بودن و نداره!
گل لبخند رضایت و روی لبهای مبارکشون ببینیم!
ان شاء الله!
آیه روز جمعه 29 مهر 1390

وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ «123»
به نام خدا كه رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش هميشگى
و هر چه در آسمان ها و زمین ها پنهان است همه برای خدا آشکار است و امور عالم همه راجع به خداست..او را پرستید و بر او توکل کنید که پروردگار تو از آنچه بندگان می کنند غافل نیست.«123»

وبلاگ مسافر 313 در راستای تعالیم دینی و گوشزد کردن غفلت های بوجود آمده در جامعه حرکت میکند و برای همین امر در حد توان خود گام برمیدارد تا شاید،شاید رضایت حضرت ولی عصر (عج) را جلب کنیم و شفای خود در روزی که برای هیچ کس راه نجاتی نیست جز اعمال خودش و شفاعت اهل بیت (ع) قرار دهیم.
موضوع اول :تهمت
در جامعه ی امروز ما خیلی مسائل رو باهم قاطی کردیم و از آنها برای خودمان هر طور که خواستیم و خواستند و هر جا که نیاز خودمان بود استفاده کردیم و به محض بر طرف شدن احتیاجاتمان مسائل عوض شد و شکل دیگری به خود گرفت.یکی از این مسائل تهمت هاست که این روزها نقل و نباتی شده که سر هر سفره ی رسانه ای به اندازه ی متعدد موجوده دیگه نیازی نیست بدنبال این بگردی که تهمت زده شده یا نه ،همین که روزنامه ای رو ورق میزنی یا سایتی رو باز میکنی میبینی تیتر یک اون مرجع رسانه ای اشاره به بد بودن فلان شخص در هر زمینه ای دارد. این مصداق کامل رواج تهمت زدن ( بی آبرو کردن) طرف مقابل است که رواج پیدا کرده و عوامل اصلیش هم خود مسئولین مرتبط با مخاطبان هستند که انشالله از روی غفلت و یا سهل انگاری موجب این امر شده اند.
حال به خود عمل تهمت زنی بپردازیم.تهمت به عملی میگن که فردی در جمعی،در مورد فردی سخن بگوید و دلایل اثبات هم نداشته باشد بر ادعای حرف خودش و آن نیست که در مقابل خود فرد حرفی زده شود و فرد را متهم به هر کاری کرد.مثلا فلان فرد را متهم به دزدی از اموال عمومی کردن یا متهم به دست داشتن در فلان کار و بعد هم نه سندی رو ارائه بدهد و نه ... حال اومدیم و چنین عملی از یک فرد صورت گرفت انوقت چه کار باید کرد؟
عذاب اخروی :
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
«هر کس به مرد یا زن با ایمانى بهتان زند یا چیزى را به او نسبت دهد که در او نیست، خداوند او را در روز قیامت بر تلّى از آتش به پا می دارد تا از آن چه گفته خارج شود».
وقتی این سخن گوهر بار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و دستورات قرآنی را نادیده و کم اهمیت بنگریم، همین می شود که یک مفسده رواج پیدا میکند و امری عادی به خود میگیرد و مثل یک درخت شاخه و برگ دوانیده و کم کم مثل یک درخت غول پیکر که دیگر کسی نمیتواند آن را از بین ببرد خواهد شد.
به راستی چه چیزی ارزش دارد که زندگی چند روزه ی دیار فانی را به ان سرای باقی بفروشیم و دنبال میز و ریاست و ... برای خود باشیم آن هم با تهمت زدن به کسی دیگر و بردن آبروی یک مومن نزد مردمی که طرف می خواهد در بینشان زندگی کند!
همانا ارزشی که آبروی هر فرد در نزد خدا دارد چنان بسیار است که حتی خدای متعال گناه کار ترین آدم را هم رسوا نمی کند،چون صفات خدا ستار العیوب بودنش هست . حال با بردن آبروی فردی دیگر با تهمت زنی و عنوان کردن کار اشتباهی که از آن فرد سر زده است ،صفات خدا رو که ستار العیوب بودنش هست به زیر سوال بردیم ،به نظرتان قهر خدا شامل آن فرد نخواهد شد ؟؟!
وظایف بر مسئولین و ارباب جراید و کسانی که با مخاطب در ارتباط تنگاتنگ هستند بسی سخت تر است!!!، چون در هر عمل خودشان جنبه ی آموزشی هم دارند.امروزه به راحتی هر چه تمام میبینیم فلان کس رو متهم به فلان عمل میکنند و فردایش به راحتی میگویند تکذیب شد ! خوب اگر اشتباه است که باید با متخلف برخورد شود و به اطلاع همان عده مخاطب برسد و اگر چنین نشود و بر فرض برخورد شدن با متخلف هم اذهان عمومی که مخاطب بوده اند مخدوش شده و در کوچه پس کوچه های درستی و نادرستی گم می شود.
ذهنتان را به درد نیاورم،میشه گفت آقا و خانم محترم هر آنچه خدا واجب کرده و دوست دارد که بنده اش بدان شکل باشد همان باشد که ما باید در برابر خدای خودمان خاضع ،فروتن و مطیع امر باشیم تا موجب خوشنودی و رضایت حق تعالی گردیم.
نظر شما هم محترم است!
نوشته شده توسط یاسین
یا حسین،حلالم کن
(ملتمس دعا)

وقتی صحبت از جانباز میشه..ذهنمون معطوف میشه به فردی که دست یا پا نداره..
یا قطع نخاعی ِ..
یا شیمیایی ِ..
یا......
اما اصل مفهوم جانباز یعنی کسی که جونش و گرفته کف دستش و رفته جلو تیر دشمن!
یعنی کسی که براش مهم نیست به بدنش آسیب برسه!
براش مهم نیست چهرش از ریخت بیفته!
براش خیلی از چیزهای دنیوی که ما بخاطرش سر و دست میشکونیم مهم نیست!
دیروز آقا رفته بود ملاقات جانبازهای هشت سال دفاع مقدس!
صحنه های شیرین و البته حزن انگیزی بود!
آقا به نمایندگی از مردم ایران صورت این عزیزان و بوسه باران کردن!
براشون دعا کردن!
یکی از صحنه ها مربوط به جانبازی بود که حتی توان حرف زدن و حرکتی نداشت!
همه از دیدنش متاثر شدن!
ای کاش این تاثر تا جایی در قلب و روحمون نفوذ کنه که قدر زحمات و رشادت های این عزیزان و بدونیم!
اونها جنگیدند....
که انقلاب حفظ بشه!
که ارمان های امام حفظ بشه!
که پرچم اسلام سرپا بمونه!
ولی الان بعد از 30 سال وقتی به اطرافمون نگاه می کنیم چی می بینیم!
تعصب های بی مورد..
بحث..
دعوا سر میز..
سر قدرت..
سر منافع شخصی..
الان هر کس که زمان انقلاب بالای سر امام یا زیر پاش یا حتی ی کار کوچیک هم کرده باشه ادعای ارث می کنه!
انگار همه سهمشون و میخوان!
اصلا براشون مهم نیست چی به سر مملکتمون میاد!
پس کو اون ارزشهایی که ازش دم میزدیم؟!
چرا جوون های مملکتمون هر چقد جلوتر میرن بی دین تر میشن؟!
افراط و تفریط بیداد میکنه!
اینقد دعوا بین بزرگان زیاد شده و سرشون با همین مسائل گرم شده که انگار جدا از مردم زندگی می کنن!
انگار به کل فراموش کردن هدف چی بود!
حتی از گذاشتن نام شهید روی کوچه های شهر هم واهمه دارن!
شهدای زنده که یادگار انقلابمون هستن و فراموش کردن!
ایران ما شده قبیله ای!
هر کس صرفا عقاید و ایده های قبیله ی خودش و قبول داره و به شدت هم روش تعصب داره!
اگه فردی از قبیله مخالف حرفی بزنه بوق و کرنا میکنن و بدون اینکه توجه کنن ما در معرض دید رسانه های بیگانه و دشمن هستیم فقط صرفا به دلیل اختلافات شخصی همدیگر و میکوبن!
کاش زودتر به خودمون بیایم و بفهمیم اهداف انقلاب و امام عزیزمون چی بود!
به امید ظهور..
اللہم عجل لولیک الفرج
این روزها به هر سمت و سویی که نگاه میکنی ادم هایی رو می بینی که همش در حال تقلا هستند از این ور به اونور میدون تا شب بشه و نشانه شب و تو آسمون ببینند و بخوابند درحالیکه در دریایی از افکار در هم گسیخته که مملو از تمام نوسانات فکریست غرقند.
چشم هارو میبندند و ساعت ها رو پشت سر هم میگذرانند تا صبحی دگر و شروع روزی همراه با خواسته ها و آرزوهای دگر و تقلایی دیگر برای بدست اوردنه .......؟؟!!
آره اصلا همین جا دست نگه میداریم این همه تقلا و این همه بدو بدو های روزانه ی ما برای بدست آوردن چیه؟ و چرا هر روز که میگذره با خودمون به این فکر فرو میریم که گذشتگان چرا اینقد خوش و خرم بودند؟ چرا ساعت های کمتری فعالیت میکردند ولی آسایش و آرامششون از زندگی بیشتر بود و توقعشون کمتر؟ و باز هم هی سوال ها توی ذهنمون رژه میرن و تیک تاک ساعت ها بدون توقف به راهشون ادامه میدن تا اینکه یهو بخودمون میایم که ای بابا..! گذشته که گذشته الان من چیکاره ام که میبینی نصف کارات مونده!
جواب روشنه و اونم اینه که ما در معرض هجوم دریایی از تبلیغات قرار داریم غرق میشیمو میشیمو میشیم و نجات غریقی نیست اینجا به دادمون برسه جز خودمون.
حالا یک روز از زندگی روزانه مون و مرور می کنیم :
ساعت 6 صبح میزنی از خونه بیرون که بری محل کار و یا هرجایی که کاری داری و این میشه سرآغاز لجام گسیختگی افکار تک تک ما.
اونی که ماشین داره:
سوار میشه ،همین که ماشین و روشن میکنه که حرکت رو آغاز کنه صدای رادیو میگه دینگ دینگو تبلیغات آغاز میشه و میری تو فکر و داستان ِ روزت شروع میشه که اینو داشته باشم بد نیست ای بابا اونو که تازه خریدم ،نه خوب این فلان کارم میکنه و ....
کسی هم که ماشین نداره با مترو یا اتوبوس میره محل کارش :
از پیاده رو که عبور میکنی تا وارد مترو بشی ،دستی دراز میشه که آگهی فلان شرکتو بهت پیشنهاد میده ،میری سوار واگن مترو بشی درو دیوار که دیگه جایی نزاشته واست که یک لحظه به خودت فکر کنی !!!!!!!!
از بقیه ی روز میگذریم ؛ با روحی خسته از کار روزانه و افکاری پریشون از فعالیت های تبلیغاتی درون شهری میرسی پای تلویزیون که فلان برنامه رو ببینی که قبلش 20 دقیقه میره پیام بازرگانی و شروع هم که بشه دو برابر زمان کل فیلم پیام بازرگانی داره و ...
حالا با این همه تبلیغات اگه شبانه روز هم فعالیت کنی احساس میکنی بازم یک چیزی کم داری که همش برگرفته از بمب های تبلیغاتی هست که اطراف ماست و ما رو مثل یک شناگر نابلد در دریای عمیق این امواج تنها میذارن و احساس میکنی همیشه خسته ای و نتیجه این میشه :
1 - کمتر از گذشته همه به هم سر میزنند چون واسه خودمون مشغله ایجاد کردیم.
2- کسی حوصله ی احوال پرسی از بقیه رو نداره چون افکار خودمون بیش از حد گنجایشش پر است.
3- کمک به هم نوع و نیازمند کمتر شده چون فکر میکنی هر چیزی بدست بیاری بازم یک چیزی کم داری( متن بالا)
4- بیماری ها بیشتر شده نسبت به قبل چون آرامش لازم برای بدنمون و تأمین نکردیم و بیش از ظرفیتش ازش کار کشیدیم .
و 5 ها و 6 های دیگر...
ما باید مواظب خودمان باشیم
با تشکر (یاسین)
این روزها انگار مد شده است که هر حرفی از دهان اطرافیان رئیس جمهور درمی آید سریع چند تا دروغ و اراجیف به ریشش می بندند و می گذارند روی آنتن!
تحریف پشت تحریف! جناب کلهر در ویژه نامه خاتون گفتند که رنگ مشکی(و صرفا رنگ مشکی) مکروه است و این حرف درستی ست..
حال به چند نکته در این باب اشاره می کنم:
1- درباره مکروه بودن پوشیدن لباس سیاه می گوییم: روایاتی که از پوشیدن لباس سیاه نهی می کند، (هر چند آن را تحریم نمی کند، بلکه مکروه می شمارد)، مقصود کسی است که در میان رنگهای مختلف، رنگ سیاه را برگزیند و پیوسته لباس سیاه بپوشد.
و امّا اگر به صورت موقت چند روز آن را به عنوان لباس عزا بر تن کند، به گونه ای که وقتی دوران عزا سپری شد، او نیز لباس عزا را از تن درآورده و لباس دیگر بپوشد. هرگز حدیث مذکور، ناظر به چنین لباس پوشیدن موقت نیست.
اصولاً این تنها شیعه نیست که به عنوان عزا لباس سیاه بر تن می کند، بلکه به قول نویسندگان دائرةالمعارف بستانی «در میان ملّت های متمدن، لباس عزا در بین طبقات مختلف یکسان است و آنان رنگ سیاه را برای عزا مناسب تر از رنگ های دیگر می دانند».
2- عضو هيات علمي موسسه دائره المعارف فقه شيعه اظهار داشت: رنگ خاصي براي حجاب مدنظر اسلام نيست و پوشش رنگ معمول مشكي نيز جزو دستورات اسلام نيست.
3- علّت کراهت پوشیدن لباس سیاه شاید چند چیز باشد:
1- رنگ سیاه رنگی غیر شاد است و باعث ملالت و کدورت (گرفتگی انسان) و غم برای بیننده و برای شخصی که پوشیده است می شود. از این رو این لباس را در عزاها می پوشند و ماتم خانه ها را سیاه پوش میکنند. نیز در مواردی که شخص نمیخواهد دیگران را به خود جلب کند، لباس مشکی می پوشد، مانند بانوان محجبه که چادر مشکی می پوشند تا دیگران و نامحرمان به طرف آنان جلب نشوند. اما لباس سفید، سبب شادابی و شاد بودن انسان و جامعه می شود و در آموزه های دینی تأکید شده است که از لباس سفید استفاده شود و همچنین از رنگ های شاد دیگر.
2- اسلام به نظافت و پاکیزگی بسیار اهمیّت می دهد تا جایی که نظافت را جزء ایمان محسوب کرده است (النظافة من الایمان). چرکی بودن لباس سفید زودتر و بهتر نمایان می شود و باعث می گردد انسان زودتر آن را بشوید و تمیز کنید.
اگر لباس سیاه باشد، کثیف بودن آن دیرتر نمایان میشود، در نتیجه رعایت نظافت نمی شود.
امام صادق(ع) از قول پیامبر اکرم(ص) نقل کرده:"لباس سفید بپوشید که بهتر و پاکیزه تر است".۱
بنابراین چون اسلام به شادابی روح و روان و به نظافت و پاکیزگی اهمیّت می دهد و این دو مسئله نقش بسیار مفیدی در زندگی سالم دارد، از اسبابی که باعث کدورت و افسردگی و عدم رعایت نظافت می شود، مذمت شده است.
نکته دیگر آن است که رنگ سفید مبرّا از مواد سمی چون ارسنیک، کرمات، سرب و انیلین می باشد که هر کدام ممکن است ایجاد آلرژی یا مسمومیت یا هر دو نمایند.۲
(البته بد نیست کنار رفتارهای مگس گونه کمی به اظهار نظرهای خود مهدی کلهر درباره ناپسند بودن رنگ مشکی هم توجه بفرمایید)
4- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْنَ
این فقط و فقط در مورد رنگ مشکی است و حرفی از بودن یا نبودن چادر نمی زنم..
و اما در مورد سخنان آقای کلهر باید بگویم که :
ایشان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چادر مشکی (و نه صرفا چادر) کی وارد ایران شد؟ می گویند وقتی رنگ مشکی متکبرانه توسط ناصرالدین شاه برای لباس های افراد وارد ایران شد رنگ چادرها از نخودی و طوسی و امثالهم به مشکی تغییر می یابد.کجای این حرف توهین به چادر هست را نمی دانم؟؟!!
خوب است این را هم بدانید که بنا بر فرمایش رهبری : "چادر پیش از آنکه یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است" و هیچ کجای تاکیدات ایشان بر روی برتر بودن چادر برای حجاب اصراری بر مشکی بودن چادر نشده است.
پس سایت های اصولگرای افراطی بهتر است به جای اظهار نظرهای مغزضانه و کینه ورزی و تحریف حرفهای این و آن به مشکلات و موضوعات اصلی کشور بپردازند چون از این آب گل آلود ماهی که هیچ لجن هم قسمتشان نمی شود!!!
+ در همین رابطه بخوانید :
رنگ سیاه نمایے هم مشکے ست! (2)
---------------------------------------------
منبع می آورم تا بهانه های اسرائیلی نبینم!
1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 41.
2. دکتر پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 18، ص 152.
اما تدبر کنیم در همین تیتر " فقیر گرسنه و گرسنه پولدار"
آری واقعا خیلی ها روی زمین گرسنه هستند .....
کسی که واقعا چیزی واسه ی خوردن و استفاده کردن ندارد و گرسنه محسوب میشود
کسی که خیلی دارد و نمیرسد که از همه دارییهایش استفاده کند و گرسنه محسوب میشود.

و من الله توفیق./

